به همت جهاد دانشگاهی واحد علامه طباطبائی و با همکاری دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد

نشست تخصصی «سیاست های راهبردی در آستانه تحریم های ظالمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران»

۱۴ آبان ۱۳۹۷ | ۲۲:۱۱ کد : ۳۲۳۵ عمومی تاپ خبر
نشست تخصصی «سیاست های راهبردی در آستانه تحریم های ظالمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران» به همت جهاد دانشگاهی واحد علامه طباطبائی و با همکاری دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ، ۱۴ آبان ماه سال جاری با حضور اساتید صاحب نظر این حوزه برگزار شد.
نشست تخصصی «سیاست های راهبردی در آستانه تحریم های ظالمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران»

به گزارش روابط عمومی جهاددانشگاهی واحد علامه طباطبایی این نشست تخصصی روز دوشنبه مورخ 14 آبان از ساعت 9 الی 12 با حضور دکتر فرشاد مومنی " عضو هیئت علمی گروه برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی و رئیس مؤسسه دین و اقتصاد " و دکتر حسین اسکندری " عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر گروه روان‌شناسی بالینی و عمومی " و با محورهای :

  • چشم انداز اقتصاد ایران بعد از تحریم های 13 آبان به چه صورت است؟
  • ساز و کار مقابله با تحریم ها به چه صورت می بایست طراحی شود؟
  • موانع بر سر پیاده سازی راهبردهای اقتصادی و روانشناختی چه هستند؟
  • رویکردهای روانشناختی اجتماعی برای مقابله با تحریم ها چه می توانند باشند؟

همراه با برنامه پرسش و پاسخ دانشجویی در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

 

در ابتدای نشست دکتر مومنی درباره نگرش های بلندمدت قدرت های بزرگ به ایران گفت: اگر برخورد فعال و هوشمندانه در برابر استراتژی بلاتکلیفی کشورهای قدرتمند نداشته باشیم، مسیر اضمحلال را در پیش می گیریم. دکتر مومنی افزود : نکته‌ای که از دید استراتژیست‌های ایران مغفول مانده این است که استراتژی «بلاتکلیف نگه داشتن ایران»، به هیچ وجه موضوع جدیدی نیست بلکه از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز استمرار داشته است و اگر حساب و کتابی در کار بود، امروزه باید ذخیره دانایی ارزشمندی داشتیم و می‌توانستیم خیلی مؤثرتر با این تحریم‌ها برخورد کنیم. باید تاکنون خود را با شوک های وارده به شکلی موثرتری تطبیق میدادیم. بزرگ‌ترین دغدغه مطالعات توسعه، پیدا کردن سازوکارهایی است برای اینکه یک هم‌راستایی و هماهنگی بین کوشش‌های کوتاه‌مدت و مصالح بلندمدت در زمینه توسعه پدید بیاوریم و فقط کشورهایی که بتوانند در این زمینه، هم‌راستایی لازم را ایجاد کنند می‌توانند انتظار برخورداری از دستاوردهای توسعه را داشته باشند، و در این میان، تنها از کشورهایی که هم راستایی را اجرا می کنند، انتظار برخورداری از دستاوردها وجود دارد. وی معتقد است: بزرگ ترین گرفتاری برای ایران این است که مدیریت کشور قادر به ایجاد همراستایی نیست و بخش بزرگی از اقدامات کوتاه مدت ایران با مصالح توسعه بلندمدت مغایرت دارد.

ایشان مساله مهم دیگر را در مطالعات توسعه هم راستاسازی نفع شخصی با مصالح و منافع عمومی توسط افراد و سازمان ها عنوان کرد و گفت: به دلیل وجود کژکارکردی ساختاری و نهادی در ایران، فعالیت های صورت گرفته توسط سازمان ها باعث ایجاد منافعی در نقطه مقابل منافع ملی شده است، : بزرگ‌ترین گرفتاری ما در یک دوره تاریخی، این بوده که مدیریت کشور قائل به ایجاد هم‌راستایی نبوده است و برخی برنامه‌ها با مصالح توسعه بلندمدت کشور تناقض دارد. مسئله دیگر در مطالعات توسعه این است که ترتیبات نهادی باید به گونه‌ای سازمان داده شود که افراد و نهادها در فرآیند حداکثرسازی نفع شخصی خود، اقداماتی انجام دهند که با منافع عمومی هم‌راستا باشد.

مومنی افزود: در غیر اینصورت در چنین شرایطی ایران جدا از شوک های برون زا (تحریم ها) برای اداره روزمره با مشکلات جدی روبه رو است و به طور طبیعی این شوک برون زا باعث به هم ریختگی، کژکارکردی و شکاف میان دو همراستایی راهبردی می شود

.

" بلاتکلیف نگه داشتن ایران، شیوه قدرت های بزرگ "

مومنی در باره خنثی سازی تاثیر تحریم ها گفت: در صورت مقابله با شوک برون زای ناشی از تحریم، باید اقدامات کوتاه مدت تحریم کنندگان را در پرتوی ملاحظات بلندمدت آنان، مورد توجه قرار دهیم تا به درک روشنی از طراحی برنامه های معطوف به هم راستایی ها برسیم. ایشان با اشاره به کتاب : "موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران" نوشته احمد اشرف اظهار کرد: اشرف در این کتاب در روایت ربع پایانی قرن 18 تا ربع پایانی قرن 20، نشان می دهد چنین سیاستی علیه ایران در پیش گرفته شده است. وی در این دو قرن برای ایران از تعبیر رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری استفاده می کند. شرایط نیمه استعماری یعنی شرایط بلاتکلیفی. در چنین شرایطی کشور تمامی هزینه های کشور مستقل را می پردازد اما قادر به استفاده از امتیازات استقلال برای شکل دادن به سرنوشت خود و تمهید بستری برای تحقق اهداف توسعه نیست. به طور همزمان این کشور تمامی هزینه های یک کشور مستعمره را نیز می پردازد اما چون بلاتکلیف است از فرصت های احتمالی موجود در بستر استعماری نیز محروم است.مومنی با طرح این پرسش که مگر در شرایط استعمارزدگی نیز فرصت هایی وجود دارد؟ پاسخ داد: بله. اگر کشور مستعمره ای دارای تکلیف روشن باشد، در شرایط استقلال از فرصت های آن استفاده می کند.

دکتر مومنی در این باره به کشور هندوستان و بهره برداری های این کشور از فرصت های استعمار اشاره کرد و گفت: قرار دادن زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی نظام دیوان سالاری هند، پیاده سازی نظام دیوان سالاری منضبط، کارآمد و کم هزینه، تقویت خطوط ریلی و راه آهن و فرصت های دیگر از جمله فرصت های شرایط استعمار بود که هندوستان در دوره استقلال از کارآمدی آن ها بهره های بسیار برد. وی در ادامه عنوان کرد که « هنری کسینجر » نیز در کتاب « استراتژی امنیت ملی آمریک در قرن 21 » به استراتژی آمریکا در بلاتکلیف نگه داشتن ایران اشاره کرده است. وی در ادامه به کتاب « هنر تحریم ها» نوشته " ریچارد نفیو" اشاره کرد و گفت: این اثر ، کتابی است که باید نمایندگان مجلس و مسئولان دولت آن را آموزش ببیند. چنین پیشنهادی را به مسئولان دولت داده ایم و دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برای همکاری در این زمینه و تامین آموزش دهنده صاحب صلاحیت کافی اعلام آمادگی کرده است. اگر چنین آموزش هایی داده نشود این سرگردانی و بلاتکلیفی فکری در عرصه نظر و بی برنامه بودن در عرصه عمل نوعی پاس گل به آنان است. آنان به دنبال دچار ساختن سلسله اعصار و نیروی فکری کشور به سرگردانی و روزمره گی هستند به گونه ای که کشور قادر به برنامه ریزی نباشد. به گفته ایشان، راهبرد دیگری که در این کتاب مطرح شده  «استراتژی مساله دار کردن مردم نسبت به ساختار قدرت» به هر شیوه ممکن است. آنان با پیاده سازی ندانم کاری، بی برنامه گی، تعجیل و شتاب زدگی ها به دنبال عصبانی کردن مردم علیه کشور هستند

.

 "استراتژی از بین بردن فرصت های شغلی در ایران "

مومنی در ادامه با اشاره به دیگر موارد مورد اشاره کسینجر عنوان کرد: استراتژی از بین بردن فرصت های شغلی نیز در قلب طراحی های آنان جای دارد تا هم ایران را از نظر اقتصادی از کار بیاندازند و هم مردم را به اعتراض و عصیان برانگیزند. آنان برای گسترش و تعمیق بیکاری، از طریق فرصت های اغواگر، آگاهانه نظام تصمیم گیری فاقد برنامه را تحت تاثیر اغواگری های خود قرار می دهند.  مومنی در ادامه به مثالی در این باره اشاره و عنوان کرد: به بیان آنان، تسهیل در زمینه مصرف کالاهای ارز بر و پر جاذبه برای ایران از جمله راهکارهای در پیش گرفته شده است که به طور همزمان چند کارکرد کلیدی برای آنان دارد؛ نخست اینکه ذخایر ارزی ایران را تخلیه می کند، در حالی که ذخایر ارزی برای کشور به شدت نیازمند واردات، مهمترین ابزار قدرتِ انعطاف در مواجهه با شوک ها است.

آمارهای رسمی موجود در این زمینه بسیار تکان دهنده است. از سال 1384 تا امروز از این زاویه ضربه های بسیاری خورده ایم. از این رو در شرایطی که بی برنامه، بدون اولویت و بدون تحلیل های مشخص از شیوه فعالیت و برنامه های آنان علیه موجودیت کشور به سر می بریم، به راحتی وارد بازی های آنان می شویم.
مومنی افزود: در حال حاضر در چنین شرایط بلاتکلیفی اندیشه ای، راهبردی و برنامه ای به شیوه ای عمل می کنیم که گویی نیازی به زحمت استکبار جهانی نیست. این اقتصاددان معتقد است: در شرایط کنونی، تنها اقدام قابل اهمیت و سرنوشت ساز برای ایران، زیر ذره بین قرار دادن هر آنچه است که به اشتغال مولد مربوط می شود. اما مناسبات رانتی در کشور به گونه ای تعریف شده که مسائل کم اهمیت در قله طرح قرار گرفته اند اما درباره اشتغال مولد چیزی نمی شنویم

.

" توسعه عادلانه، راه نجات ایران "

 وی با اشاره به کتاب مورد تالیف خود با عنوان «عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز» عنوان کرد: با توجه به ملاحظات نظری و ویژگی های کشور، تنها راه نجات ایران برای برون رفت از بلاتکلیفی ها و هم راستا کردن های دوگانه، از مسیر توسعه عادلانه عبور می کند. اگر این هدف را بپذیریم حیاتی ترین و ثمربخش ترین استراتژی یعنی استراتژی بسط فرصت های شغلی مولد را در پیش گرفته ایم.  مومنی گفت: متفکران توسعه برای اشتغال 17 کارکرد تعریف کرده اند که تنها سه کارکرد آن اقتصادی است. ما از جنبه ایجابی دنبال اشتغال مولد بودیم اما با نگاهی به کتاب نفیو درمی یابیم، آنان به شیوه به زانو درآوردن ایران از کانال تحمیل بیکاری وارد شده اند. از این رو، مسئولان و دولتمردان ما باید به فهمی از اشتغال مولد برسند. چرا که هیچ ابزاری به اندازه اشتغال مولد در زمینه مهار آسیب های اجتماعی موثر نیست. این استاد اقتصاد به سایر بحث های کتاب نفیو اشاره کرد و گفت: وی می گوید بیکار کردن جوانان ایرانی برای ما حیاتی است و تلاش می کنیم بیکاران زیاد شوند زیرا شاغلان دیدگاه های رادیکال ندارند و به حکومت احساس تعلق می کنند. به یاد داشته باشیم برای کشوری که میانه سنی جمعیت اش پایین است تحصیل بدون اشتغال بزرگ ترین مایه سرخوردگی است

.

" سهل انگاری های آماری؛ آسیبی جدی و مهم "

وی با اشاره به نبود نظام دیده بانی برای آمارهای اقتصادی در بخش هایی چون واردات و صادرات، اظهار کرد : در ایران به ازای هر یک میلیارد دلار واردات، 26 تا 100 هزار فرصت شغلی از دست می رود. چرا دیده بانی آمار واردات نداریم؟ چرا سهل انگاری می شود؟ یکی از شکننده ترین الگوی کنونی، الگوی تجارت خارجی ایران است.
ایشان اظهار کرد: بنابر اعتراف برخی مسئولان و نتایج پژوهش ها، در 25 سال گذشته به طرز عجیبی زیاده گویی در بخش های آماری کشور وجود داشته در حالی که اگر برای ما اشتغال مهم بود این آمار را بررسی می کردیم. در زیاده گویی های آماری حکمت رانتی وجود دارد. " عده ای می خواهند، ایران را بدون برنامه نگه دارند و تولید ملی و اشتغال در کشور را تضعیف کنند" .

 

" بی توجهی به علم در تصمیم گیری ها "

دکتر مومنی در بخش دیگری از سخنان خود گفت : تحریم ها در تسخیر علم قرار دارد و ذخیره دانایی موجود در کشور در سطح بالاتری از چالش های کشور قرار دارد اما گرفتاری این است که علم در فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع فصل الخطاب نیست. ایشان در پایان اظهار کرد: در سطح نظری باید علم را جایگزین ملاحظات رانتی کرد چرا که ذخیره دانایی برای برون رفت از پیچیدگی های کشور کافی است. در سطح عملی هم برای نجات از بلاتکلیفی برخورد برنامه ای نیاز داریم.  وی افزود: به رغم بی مهری های صورت گرفته از سوی مسئولان نسبت به جامعه علمی کشور، انجمن علمی توسعه و برنامه ریزی در حال تدوین یک الگوی توسعه ای است.

 

"  رسانه ها عامل سرگردانی جامعه هستند "

در ادامه این نشست، دکتر حسین اسکندری، عضو هیئت‌علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی به بیان نکاتی درباره بُعد روانشناختی تحریم‌ها پرداخت و اظهار کرد: امروزه رشته روانشناسی اقتصادی را دارا هستیم و در آن در رابطه با این موضوع که " رفتار اقتصادی ما تابع دیدگاه روانشناختی ماست " بحث میشود ؛ بنابراین بهتر است تعامل بیشتری بین این رشته‌ها ایجاد شود ؛ چراکه هر تصمیم اقتصادی بر روی ادراک انسان سوار شده است.

وی ادامه داد:  مسئله بلاتکلیفی در روانشناسی، مسئله‌ای جدی است که در آن افراد سرگردان هستند و نمی‌دانند باید چه کار کنند و در واقع در شرایط تعلیقی قرار دارند. ایشان افزود :  امروزه با سرگردانی اجتماعی در کشور مواجه هستیم و این سرگردانی و بلاتکلیفی نیازمند ابزار است. یکی از ابزارهای دولت ترامپ برای ایجاد بلاتکلیفی، رسانه است. بسیاری از بلاتکلیفی‌ها را رسانه‌ها دامن می‌زنند. حتی برخی از روشنفکران کشور ما هم در دامن زدن به این بلاتکلیفی مؤثر هستند و شرایط جامعه را بد جلوه می‌دهند ، در حالی که رسالت رسانه، بازسازی ساختارهای اجتماعی است . مردم به دنبال واقعیت و اطلاعات درست و مناسب هستند در حالی که در شبکه های اجتماعی اعتبار اطلاعات وجود ندارد و انفجار اطلاعات در رسانه و فضای مجازی مردم را دچار سرگردانی کرده است.  بنابراین باید رسانه‌ لازم برای مقابله با تحریم را در اختیار داشته باشیم. رسانه ها با ارائه تصویرهای منفی از جامعه و مردم ایران بلاتکلیفی و سرگردانی اجتماعی را بیشتر میکنند.

از نگاه روانشناسان، تحریم یا هر تهدید دیگری به مثابه علتی است که واکنش های اجتماعی و فردی افراد جامعه را برمی انگیزد. تحریم امری روانی و روانشناختی اجتماعی بوده و دارای زمینه ذهنی است. ، تهدیدها باعث بروز دو نوع رفتار فردی و اجتماعی می شوند؛ رفتارهای هیجانیِ آسیب رسان مانند : فرار، دعوا، اسیدپاشی یا نزاع اجتماعی که به رفتار فردی مربوط می شود و شکل گیری عادت واره های منفی در افراد. اسکندری افزود: شکل گیری عادت های ناشی از تهدید، تولید نگرش هایی چون بی تفاوتی، بلاتکلیفی و غیره را به دنبال دارد.
ایشان با توضیحی در باره نظام تفکر غیرعقلانی گفت: نظام تفکر غیرعقلانی به عادت های رفتاری مربوط می شود که هدایتگر ما هستند. تهدیدها باعث بروز رفتارهایی در افراد با ویژگی های ناهشیار، سریع، غیرارادی و غیرقابل تغییر می شوند.

 ایشان یادآور شد: موضوع بحث بنده، روانشناسی اجتماعی تحریم است. تحریم یک امر درونی است و اگر آن را تهدید تلقی کنیم به آن واکنش نشان می‌دهیم اما اگر آن را تهدید ندانیم واکنشی هم نشان نمی‌دهیم بنابراین زمینه ذهنی از اتفاق بیرونی مهم‌تر است. وی اظهار کرد: اقتصاد رفتاری بدین معنی است که چگونه نظریات اقتصادی را بر پایه‌های روانشناختی استوار کنیم. اقتصاددانی با نام نیل کانمن درباره کژرفتاری صحبت می کند. مثلا انسان‌ها در بورس تصمیمات عقلانی نمی‌گیرند و دلیلش این است که دارای دو نظام تفکر هشیار و ناهشیار هستیم و نظام تفکر عقلانی ما در مقاطعی کار نمی‌کند. اسکندری تأکید کرد: تهدید و تحریم، تفکر غیرارادی ما را تحریک می‌کنند. اکنون مسئله این است که در این شرایط برای مقابله با تحریم چگونه باید تصمیم‌گیری کنیم ؟ روانشناسی اجتماعی می‌‌گوید در این شرایط، باید گفت‌وگو صورت گیرد و به عنوان مثال در این شرایط نیازمند گفت‌وگوی دولت و مردم هستیم. وی عنوان کرد: وقتی مردم با تهدید رو به رو می‌شوند براساس ذخایر رفتاری خود به این مسئله پاسخ می‌دهند بنابراین باید مسائلی را با آنها در میان گذاشت چون نیاز به اطلاعات دارند.

 

" احساس ناامنی؛ چالش کنونی جامعه "

بلاتکلیفی موجود به چشم انداز و دورنمایی به نام جامعه و مردم نیاز دارد که خود را به شکل سردرگمی در جامعه و مردم بروز می دهد.  وی تصریح کرد: بلاتکلیفی در برنامه و رفتار در کشور، باعث بلاتکلیفی اجتماعی، تنبلی و تعلیق اجتماعی می شود و افراد را دچار سرگردانی های ذهنی و عملی می کند.  ایشان در اشاره به سازوکارهای اثرگذار بر رفتارهای جمعی عنوان کرد: احساس نگرانی، احساس ناامنی و نبود اعتماد عمومی از مقوله هایی هستند که در اثر تحریم و تهدید در جامعه شکل می گیرند. امنیت مقوله ای اجتماعی است اما احساس امنیت مقوله روانشناسی اجتماعی است. جامعه ما احساس نگرانی و ناامنی دارد. در صورتی که چنین رفتارهایی تجمیع شوند، بلاتکلیفی رخ می دهد. تصویر اجتماعی از جامعه تصویری لرزان و بلاتکلیف است.

 

" گفت وگو تنها راه مقابله با تحریم "

وی با طرح این پرسش که در رویارویی با تحریم ها چه باید کرد؟ پاسخ داد: تنها راه موجود در روانشناسی اجتماعی در رویارویی با تحریم ها، گفت وگو است.  برای بازسازی ذهن اجتماعی باید گفت وگو کرد.
اسکندری افزود : باید میان دولت و مردم، دانشگاه و جامعه، والدین و فرزندان، استاد و شاگرد گفت وگو صورت گیرد. چرا که گفت وگو بزرگ ترین و ریشه دارترین دستاورد بشر است.

وی با تاکید بر اینکه اقتصاد، نیازمند آمار و ارقام است، بیان کرد: تصمیم های اقتصادی بر نگرش، رفتار، ادراک و دیدگاه انسان سوار شده اند، چرا که در صورت در نظرنگرفتن این اصل، تئوری های اقتصادی به بیراهه خواهند رفت. دکتر اسکندری با اشاره به ظرفیت های علمی در کشور عنوان کرد: اگرچه دارای ظرفیت های علمی خوبی در کشور هستیم اما مانند جزیره های مستقل از یکدیگر عمل می کنیم. این مساله در مرحله ای باید سر وسامان گیرد.
دکتر اسکندری پیشنهاد داد تا رشته هایی مانند اقتصاد رفتاری به عنوان رشته های مشترک میان اقتصاد و روانشناسی ایجاد شود تا بتوان تحلیل های واقع بینانه تری از تحولات ارائه کرد.

وی در پایان اظهار کرد : از منظر روانشناسی اجتماعی، تحریم ها به منزله تهدیدی برانگیزاننده است که باعث نگرانی و بلاتکلیفی هایی در زمینه احساس امنیت و اعتماد عمومی در جامعه شده است.
وی در بیان راهکارهای بلندمدت برای مقابله با چنین معضلی عنوان کرد: چنین مباحثی باید از سطح نشست ها خارج شود. باید مراقب بود تا فروکاست علم به نشست علمی منجر نگردد.
 ایشان افزود :در حال حاضر جامعه ایران دارای احساس نگرانی است و احساس ناامنی و نگرانی می‌کند و وقتی این دو جمع شوند، بلاتکلیفی به وجود می‌آید و نهادینه می‌شود و اکنون چنین مسائلی در حال تهدید ما هستند.

 

کلید واژه ها: نشست تخصصیدکتر فرشاد مومنیدکتر حسین اسکندری


نظر شما :